<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[چندخط پائیز]]></title>
		<link>http://chayesabz.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[یادداشت های یه آدم خیلی خیلی معمولی]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[تو هرچی دلت می خواد بگو!]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/07/14/post-267/</link>
					<description><![CDATA[<p><font size="1">یه اطلاعیه ی اس ام اسی دادم به کلیه ی دوستان و اشنایان در باب پس دادن کتاب ها و فیلم هام . این قدر نمی دونم چی&nbsp;دست کیه&nbsp;که وقتی یه کدومشو پسم می دن میگم: ااا نه بابا ٬ دست تو بود؟؟؟&nbsp;اصلآ مگه دست کسی بود؟؟؟</font></p><p><font size="1">کاش می تونستم یه اس ام اس بدم در باب پس اووردن احساسات ٬ اعتماد ها ٬ توقعات و انتظارات . درست مثل کتاب ها و فیلم هام وقتی یکی شون پرو بازی در میاره ٬ با خودم می گم: واقعآ این توقعات را من برات توهم کردم؟&nbsp;&nbsp;</font></p><p>&nbsp;</p><p>پی نوشت:تو بگو ازادم ٬ تو بگو بی هدفم ٬ تو بگو لایقش نیستم!!!&nbsp;</p><p>اما من می گم: تو که خدا نیستی!!!&nbsp;</p><p></p>]]></description>
					<pubDate>Sun, 5 Oct 2008 16:27:38 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=267</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/07/14/post-267/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[پاییز رنگ پریده]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/07/03/post-266/</link>
					<description><![CDATA[<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img style="WIDTH: 199px; HEIGHT: 300px" height="300" hspace="0" src="http://tinypic.com/j5xg8y.jpg" width="199" align="middle" border="2" /></p><p>اصلآ به چه درد می خورد پاییز امسال؟ پاییز رنگ پریده ٬ پاییز در شهر مردگان ٬ پاییز...&nbsp;&nbsp;</p><p>پاییز امسال چه بی رونق و چه بی صداست. راستی به چه درد می خورد پاییز بی کتاب. وقتی توی کتاب فروشی انگشتت روی هیچ کتاب جدید و قابل توجهی سر نمی خورد. پاییز به چه درد می خورد بدون نمایشگاه های نقاشی و عکس و... همه ی انچه که از ممیزی ها رد نمی شن! پاییز چه بی صداست بدون هیچ کنسرت و تئاتر و فیلم درست و حسابی..&nbsp;&nbsp;</p><p>تمام خوشی پاییز به دکه های روزنامه فروشی بود که با شروع شدن دانشگاه ها پر می شد از تیتر های داغ . پاییز بدون روزنامه و مجله ها که از باد&nbsp;می لرزند زیر تکه های اجر چه فایده. پاییز را چه فایده با ان پرچم های سیاه و موتور سوارهای سیاه پوش.&nbsp;&nbsp;</p><p>&nbsp;پاییز چه بی حرمت می شود با ان چکمه پوشها و باتوم به دست های &nbsp;هرزه نگاه سر هر چهار راه.&nbsp;</p><p>پاییز را چه فایده که برگها از این همه دروغ شرم می کنند و زرد می شوند ولی....&nbsp;</p><p>&nbsp;پاییز ترسیده را چه فایده؟!&nbsp;&nbsp;</p><p>پاییز بی نفس را چه فایده؟!&nbsp;</p><p>پاییز بی رمق را چه فایده؟!&nbsp;</p><p>پاییز ناامید تسلیت!&nbsp;</p><p><font size="1">پی نوشت:پایتان را روی برگهای خشک نگذارید مبادا صدایش به گوش نامحرمان اعتراضی باشد!!!!&nbsp;&nbsp;</font></p><p></p>]]></description>
					<pubDate>Wed, 24 Sep 2008 13:50:36 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=266</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/07/03/post-266/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[می شه به تو چه؟]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/20/post-265/</link>
					<description><![CDATA[<p>خیلی خوب می شد اگه هر وقت اون کتاب لعنتیتو هر جا که حوصله ات از الافی سر رفته ٬ مثلآ تو ارایشگاه یا مطب دکتر ٬ یا سر کار یا مهمونی و یا هر جای دیگه ای که حوصله ی حرف های مفت را نداری باز می کنی تازه ملت حواسشون جمع تو و کتابت نشه و این سوال مسخره را ازت نپرسن که: چی می خونی ؟ و تازه دوباره ترا وارد گردونه ی بحث های خودشون نکنند!&nbsp;&nbsp;</p><p>مهم نیست چرا و چطور کاری به کارت ندارن . مهم اینه که کاری به کارت ندارن!</p>]]></description>
					<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 23:18:46 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=265</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/20/post-265/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[هوسی تکراری که دیر به دیر دست می دهد!]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/06/post-263/</link>
					<description><![CDATA[<p>یکهو دلم هوس کرد بیام این جا و بنویسم که چقدر دلم هوس کرده با کفش کتونی و کوله پشتی بزنم و برم تو کتاب فروشی ها و بپرسم که کتاب کافه ی زیر دریا نوشته ی استفانو بننی ان هم جیبی اش را که ۵ ٬ ۶ سال پیش توی کتابخونه ی برادرم دیدم و حالا انگار دیگه تجدید چاپ نشده را دارند یا نه!!!</p><p>می دانم که هوس جدیدی نیست اما این روزها کمی دست نیافتنی به نظر می رسه. این که هوس کردم به یاد فریبا باشم که همیشه پایه ی این جور بیرون رفتن ها بود و من هر از&nbsp; چند گاهی به رسم دوستی دلم می خواهد زنگی بزنم ولی نمی زنم&nbsp; !!!</p><p>هوس کردم که دلم برای نرگس تنگ بشه و این که می رفتیم با هم استخر و با اون قدرت بدنی ای که اون داشت شنا می کردیم بی وقفه!!!</p><p>هوس کردم ، درست زمانی که پنجره را که باز می کنی باد پاییزی می وزد زیر پوستت و حالی به حالی ات می کند!!!</p><p><font size="1">پی نوشت: اعتراف می کنم!</font> </p>]]></description>
					<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 18:12:00 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=263</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/06/post-263/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/04/post-262/</link>
					<description><![CDATA[<p>یه بچه دیدم با دوتا چشم دکمه ای!!!‌</p><p></p><p></p>]]></description>
					<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 14:27:43 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=262</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/06/04/post-262/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[پی نوشت نداریم...]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/25/post-261/</link>
					<description><![CDATA[<p>همه چیز نعمت است ٬ وقتی نیست مصیبت است&nbsp; . وقتی شکر نکنی حماقت است .وقتی صبر نکنی معصیت&nbsp;است !!!!</p><p>پی نوشت: کاش داشت!</p>]]></description>
					<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 15:57:54 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=261</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/25/post-261/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[همیشه پای سیاست در میان است!]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/17/post-260/</link>
					<description><![CDATA[<p>چرا کمال تبریزی توی فیلم هاش&nbsp;می تونه چنین شوخی هایی بکنه؟</p><p>الف) کی گفته؟ همه می تونن!</p><p>ب)چون ضریب هوشی اکثریت پایین تر از این حرفهاست که چیزی بفهمند.</p><p>ج)می گن فرهنگ هم رانت دارد.</p><p>د)اصلآ چه کسی امیر را کشت؟</p><p></p><p>پی نوشت:ندارد</p>]]></description>
					<pubDate>Thu, 7 Aug 2008 16:57:16 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=260</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/17/post-260/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خطرناک ترین ها!]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/06/post-259/</link>
					<description><![CDATA[<P>توی این دنیا هیچ کسی به اندازه ی ادم های تنهای&nbsp;&nbsp;غمگینه &nbsp;ترک شده خطرناک نیست!!</P>
<P><FONT size=1>پی نوشت:چون حتمآ یه کاری کردن که ترک شدند!</FONT></P>
<P><FONT size=1>بعد نوشت: به رابطه ای که با اصرار پا گرفته همیشه شک کن!!!</FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 00:01:56 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=259</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/06/post-259/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[روزی که متولد شده ام!]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/03/post-258/</link>
					<description><![CDATA[<P>تولدم را توی کوه گرفتم وشمع ۲۴ سالگی ام را انجا فوت کردم! خیلی خلوت و&nbsp;ساده....&nbsp;</P>
<P><FONT size=1>پی نوشت۱: نشد عکسشو بذارم ):</FONT></P>
<P><FONT size=1>پی نوشت۲: چقدر کادو گرفتن کیف داره!</FONT> </P>]]></description>
					<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 00:44:42 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=258</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/05/03/post-258/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[بازگشت]]></title>
					<link>http://chayesabz.blogsky.com/1387/04/31/post-257/</link>
					<description><![CDATA[<P>ما برگشتیم!</P>
<P><FONT size=1>پی نوشت: به سلامتی!!!</FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 09:03:17 GMT</pubDate>
					<comments>http://chayesabz.blogsky.com/Comments.bs?PostID=257</comments>
          <guid>http://chayesabz.blogsky.com/1387/04/31/post-257/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
